عیادت پرسنل مرکز حرفه آموزی پسرانه از مهران
زندگی مانند گیتاری است که گاهی نوای غمگین می نوازد و گاهی نوای شاد؛ مهران روزی دلش به این خوش بود که می تواند به مرکز بیاید، گرچه نمی توانست واضح سخن بگوید اما با همان لکنت زبانش تمام حرف هایش را به دوستانش می گفت و نمی گذاشت، حرفی روی دلش بماند. مهران نمی دانست قرار است دردی جدید به دردهایش اضافه شود و او را از آرزوهایش دور کند. یک روز که مهران به همراه مادرش برای مراجعه به پزشک جهت پیگیری و درمان مشکلات اعصاب و روان از بم راهی کرمان شده بود، بر اثر حادثه رانندگی (تصادف) مهره های کمر و اندام های داخلی اش دچار آسیب می شود؛ پزشک به ناچار از پلاتین برای درمان استفاده می کند و مهران همچنان دوره نقاهت را سپهری می کند و مدت زمانی را باید تحت نظر پزشک باشد، او در حال حاضر نمی تواند از خدمات حضوری در مرکز استفاده کند و برای همین پرسنل مرکز برای عیادت از او به منزل شان رفتند؛ و در کوچه های تنگ و تاریک به دنبال خانه ای بودند که نشانه های نور و آیه های روشن خداوند در آن موج می زند
وقتی مهران با پرسنل روبرو شد، پس از سلامی که با بغض به زبان آورد، دست هایش را رو به آسمان بلند کرد و با حالتی ملتمسانه از پرسنل مرکز می خواست که برایش دعا کنند تا زودتر خوب شود و مدام این جمله را تکرار می کرد:« می خوام بیام مرکز…» پرسنل، مهران را دلداری دادند و به او گفتند نگران نباشد؛ تمام آنچه که باید در مرکز بیاموزد را از طریق فضای مجازی به او آموزش خواهند داد و مربیان در کنارش هستند. مادر نیز درباره مشکلات پیش آمده می گوید و نگران شرایط مهران است، وقتی مادر لب به سخن باز می کرد نا خدا گاه اشک از چشمان پرسنل جاری می شد و زیر لب ذکر« یا ارحم الراحمین» می خواندند، به راستی که خداوند چقدر صبر و تواضع و فروتنی به این مادر بخشیده است. پس از صحبت و مشاوره با مادر، تصمیم گرفته شد خدمات آموزشی و توانبخشی تا بهبودی کامل مهران به صورت مجازی به او ارائه شود تا در این مدت مهران از آموزش هایش عقب نماند و روزهای نبودن مهران در مرکز جبران شود و بتواند به کمک دستان توانمندش با عشق، هنرهای زیبایی را خلق کند و در آینده جایگاهی برای خود داشته باشد. در پایان پرسنل مرکز ضمن آرزوی سلامتی و شفای کامل مهران، برای مادرش صبر و امید از آن یگانه مهربان خواستند.
به امید روزی که دغدغه های این قشر از جامعه شنیده شود و به جای تمرکز بر معلولیت و ناتوانایی ها، بر توانمندی ها و قابلیت های رشد این افراد تمرکز شود تا بتوانند زندگی شاد و پرباری داشته باشند.

