وقتی دنیای پر از سکوت ناشنوایان فریاد می کشد
کودکان ناشنوا هرچند که محبت و انساندوستی را با تمام وجود درک میکنند ولی از شنیدن صدای همنوعان خود محرومند و زبانشان یاری سخن گفتن ندارد. ارائه خدمات آموزشی و توانبخشی بین سنین 2تا6 سال کارساز است و چنانچه اینگونه کودکان در این سنین تحت آموزش و توانبخشی ویژه قرار گیرند، میتوانند در نوجوانی و بزرگسالی زندگی متعارفی داشته باشند. فقدان ارائه چنین خدماتی در بم، موجب شد که بنیاد خیریه سپهر در تابستان 1387 به تأسیس مرکز آموزشی و توانبخشی خانواده و کودکان ناشنوا و کم شنوا اقدام نماید و تا کنون نزدیک به 40 کودک را از دنیای سکوت نجات دهد
گروه ناشنوا و کم شنوا گروهی هستند که برای بیان خواسته هایشان دستها به جای زبان به کمک می آید؛ همانهایی که از همه نظر مانند ما هستند و راه می روند، می بینند اما تنها سکوت دنیایشان را فرا گرفته است. ما باید گوش شنوایی باشیم وقتی دنیای پر از سکوت ناشنوایان فریاد می کشد.
در مرکز خانواده وکودک کم شنوای بنیاد خیریۀ سپهر 38 کودک حضور دارند که سکوت بلندترین آوای زندگی آنهاست. یکی از کودکانی که به تازگی پذیرش شده است فاطمه می باشد.
مادر فاطمه می گوید: فرزندم تا قبل ازابتلا به بیماری مننژیت، بطور طبیعی شنوایی داشته و به صداها عکس العمل نشان می داد که متاسفانه بعد از این بیماری متوجه شدم دیگر به صداها پاسخی نمی دهد. بعد از بررسی های پزشکی، متوجه اختلال شدید در شنوایی کودکم شدیم. دکتر معالج برایش کاشت حلزون را تجویز کرد و در حال حاضر در نوبت کاشت حلزون هستیم. در همین روزهای سخت بود که من هنوز ناتوانی فرزندم را باور نکرده بودم، از طریق یکی از بستگانم که خودش فرزند کم شنوایی دارد، با بنیاد خیریۀ سپهر آشنا شدم و بعد از گرفتن معرفی نامه از ادارۀ بهزیستی، فاطمه در مرکز آموزش مادر و کودک کم شنوای بنیاد خیریۀ سپهر پذیرش شد. او از خدمات ارائه شده به فرزندش بسیار راضی است و می گوید پیشرفت نسبی فرزندم قابل لمس است. مادر فاطمه خود نیز دچار بحران روحی شدید شده بود که با مشاوره های روانشناس مرکز، در حال گذر از این بحران می باشد. طبق توصیه های صورت گرفته مرتبا فرزندش را جهت گفتار درمانی، مشاوره و آموزش به مرکز می آورد. پیگیری های مادر در کنار آموزش های ارائه شده، باعث پیشرفت روحی و روانی آنها شده است. مادر از نگاه سنگین اطرافیان رنج کشیده است، زخم خورده و نگران زخم زبانهای افراد ناآگاه است. او می گوید: حضور فرزندش در این مرکز تولدی دوباره برای خود و فرزندش بوده است و توصیه می کند اگر کسی فرزندی با شرایط فاطمه دارد، حتما به چنین مراکزی مراجعه کند تا هم بتواند فرزندش را کمک کند و هم این که به خانواده هم کمک می شود تا با آگاهی به فرزند خود کمک کنند. در پایان مادر می گوید: آنچه اهمیت دارد، این است که در دنیای بی صدای فاطمه، همه چیز زیباست و با حضورش در مرکز جوانۀ امید در دلش همیشه شاداب است. به امید روزی که فاطمه جان با کاشت حلزون به دنیای زیبای آواهای عشق و محبت گام بردارد.
به قلم: معصومه تاج آبادی
