پرش لینک ها

دردی از دردهایمان کم کردند

وارد بخش دیالیز که شدم ، کنار تخت اول ایستادم چهره ای مهربان که انگار حرف های زیادی داشت توجهم را جلب کرد . نزدیکتر شدم  رنگ  از رخسار و طراوت از لب های زنی که سی سال است تنها زندگی می کند رخت بسته بود . از روزگار و زندگی اش می پرسم و با آهی بلند اینگونه می گوید : نامم مملکت است  و در هفته سه روز ، روزی چهار ساعت به مرکز  بیماری های خاص سپهر مراجعه می کنم تا شاید با چرخیدن این قطعه دستگاه گوشه ای از کار کلیه هایم بهتر انجام شود و فرصت بیشتری برای زندگی کردن داشته باشم .در  تمام طول مدت انجام عمل دیالیز، همه خاطره‌های بد و شاید بعضی وقت‌ها خوب، از جلوی چشمانم می گذرد ولی این درد همچنان ادامه دارد، سه سال است که بیمار شده ام تا قبل از اینکه بیمار شوم با کار کردن در شرکت خرما امرار و معاش می کردم اما پس از ابتلا به  بیماری و بالا رفتن سنم دیگر توان کار کردن ندارم .

با چهره ای رنگ پریده و صدایی ضعیف ادامه می دهد:  حوالی سال چهل و هفت  ازدواج کرده ام و اکنون 4   فرزند و هفت نوه دارم سی سال است که همسرم در اثر سرطان فوت کرده و به تنهایی فرزندانم را بزرگ کردم و به خانه بخت فرستادم اما امروز آنها به دیدنم نمی آیند و تنها زندگی می کنم ،دلم برای فرزندان و نوه هایم تنگ شده ، به اینجای داستانش که رسید صدای هق هق گریه هایش آنقد بلند شد که جملات آخرش را نشنیدم . حال او باعث شد از ادامه صحبت کردن پشیمان شوم بدون آنکه حرفی بزنم عزم رفتن کردم سرش را بالا گرفت و گفت :خدا اجرشان بدهد ، اینجا از نظر امکانات رفاهی ، پزشکی و بهداشتی خیلی خوب است و واقعا بهمون رسیدگی می شود ”  نمیدانم بانی این کار خیر کیست اما خدا خیرشان بدهد که با وجود این همه امکانات  دردی از دردهایمان کم کردند …

* مجموعه بنیاد خیریه سپهر ضمن آرزوی سلامتی برای بیماران  می کوشد تا با ایجاد فضای درمانی  مجهز و محیطی آرام  بیماران  بتوانند به دور از هرگونه دغدغه و با روحیه ای آرام روند درمان خود را طی کنند.

پیام بگذارید

Home
Account
Cart
Search