چهل تکه ها قصه دارند
| در سرای سالمندان بنیاد خیریه سپهر پدر بزرگ ها و مادر بزرگانی هستند که بنا به تقدیر از کانون گرم خانواده دور هستند . بنیاد خیریه سپهر هم اکنون مامن و پناهگاه شصت و سه سالمند تنها می باشد .
این مجموعه جهت تلطیف روحیه سالمندان اقدام به برگزاری برنامه متنوع فرهنگی ، آموزشی، بهداشتی و ورزشی می نماید . این بار سالمندان خانه بنیاد خیریه سپهر اوقات فراغت خود را با تیکه دوزی سپری کردند . مادر بزرگ های مهربان این سرا در حالی که تیکه های گلدار را به هم می دوختند در دلشان هزار خیال رنگی می گذشت و با کمک یکدیگر یک شاهکار پر رمز و راز خلق می کنند . هنگام تیکه دوزی عده ای از آنها زیر لب ذکر می گفتند و بعضی های دیگرشان سروده های محلی را که بوی دلتنگی می داد زمزمه می کردند . اشک هایی که گاها از گونه هایشان می غلتید گویای آن بود که به گذشته و خوشبختی و رویا هایشان و به خاطرات محوی که در ذهنشان مانده هم فکر می کنند . خوب که به آنها نگاه میکنی میبینی که سختی ساختن چهل تیکه سوزن زدن و جانشاندن آن همه پارچه برایشان نیست بلکه دوختن لکه های گلدار زرد و آبی و بنفش کنار هم است که کار ساده ای نیست . سراغ یکی از سالمندانی که از ابتدای کار سرش پایین بود و سعی می کرد اشک هایش را پنهان کند رفتم. دستان لرزانش را که به سختی سوزن را در دست گرفته بود در دستم گرفتم . چه چیز او را آنقدر بی تاب کرده بود ؟ در پاسخ به سوال تنها یک جمله گفت : دلم برای صندوقچه خاطرات گوشه اتاقم که پر از چهل تیکه های رنگارنگ بود ، دلم برای دنیای خاطرات تیکه ای گذشته ام تنگ شده … |
