پرش لینک ها

وقتی که شادی و عشق پیر و جوان نمی شناسد

در  هشتم آبان ماه سال 1401 در مراسمی با شکوه و به یادماندنی عقد یکی از بانوان سرای سالمندان بنیاد خیریه سپهر  انجام و او راهی خانه بخت شد. این اتفاق مبارک با حضور کارکنان بنیاد خیریه سپهر و خانواده های عروس و داماد انجام شد. قرار شد این زوج سالمند طی روزهای آینده مراسم جشن خود را در سرای سالمندان در کنار هم سالان برگزار کنند.

اگر عشق و امید در تار و پود جان راه یافته باشد، گذر عمر و گرد پیری معنا ندارد. ازدواج آقا ابراهیم و طاهره خانم در سن و سالی که نسل جوان حتی نمی‌توانند خود را در این مرحله از زندگی تصور کنند گویای قدرت عشق و امیدی است که آن‌ها در پیچ و خم زمان نگهدارش بوده‌اند. طاهره خانم می‌گویند حتی اگر یک روز از عمرش باقی مانده باشد، می‌خواهد خلأ تنهایی را احساس نکند. این روزها در سرای سالمندان بنیاد خیریه سپهر، شور و غوغای این مراسم عروسی در میان سالمندان موج می‌زد. این اتفاق برای کارکنان این سرای نیز خوشایند است. پروانه سام نژاد مدیر سرای  سالمندان سپهر رفتار این زوج سالمند را درس فراموش نشدنی زندگی برای نسل جوان می‌داند. آقا ابراهیم که هفتادمین بهار زندگی اش، رنگ دیگری به خود گرفته است، بعد از 3 سال تنهایی به دلیل فوت همسرش تصمیم گرفت با ازدواج، تلخیِ تنهایی را از بین ببرد. او می‌گوید: « حاصل زندگی من و همسرم سه فرزند است. آنها برای خودشان تشکیل خانواده داده اند، دوست ندارم سر بار آن‌ها باشم به همین دلیل تصمیم گرفتم بعد از 3 سال تنهایی بار دیگر ازدواج کنم و باقی عمرم را در کنار هم صحبت و همدم خود سپری کنم. تنها دلیلم برای ازدواج داشتن یک مونس و همراه است به همین دلیل به سرای سالمندان بنیاد خیریه سپهر آمدم تا بتوانم از خانمی که او هم مانند من تنهاست، خواستگاری کنم. » طاهره خانم نزدیک به 4 سال است که در این سرای زندگی می کند. او هم که از تنهایی خسته شده بود پیشنهاد آقا ابراهیم را برای ازدواج پذیرفت. حالا این دو نفر می خواهند زندگی مشترک‌شان را آغاز کنند. طاهره خانم می‌گوید: « تنهایی این دوران آزارم می‌داد و با خواستگاری ابراهیم از من، با این‌که می‌دانستم نمی‌توانم جز یک هم صحبت برای او باشم این ازدواج را پذیرفتم تا به این واسطه هر دو از تنهایی و سکوت دوران پیری رها شویم. احساس می‌کنم در طول این یک هفته روحیه شادتری پیدا کرده‌ام و انگیزه‌ام برای زندگی کردن بیشتر شده است. صبح زود از خواب بیدار می‌شوم، رختخوابم را بدون کمک کسی مرتب می‌کنم، همه می‌گویند شادتر و خوش اخلاق‌تر شده‌ام.»

داماد سرحال است و انجام کارهای عروس خانم را وظیفه خود می‌داند. برایش میوه پوست می‌کند، لیوان آب را برایش می‌برد، کمکش می‌کند تا روی صندلی بنشیند، دست او را می‌گیرد و با هم  قدم می‌زنند. شادی و امیدواری در چهره این زوج سالمند نمایان است. نگاه بی‌آلایش و ساده این زوج سالمند به زندگی در طول این چند روز به جوان‌ترهای این خانواده آموخته است که به زندگی امیدوار باشند و به جای این‌که چشم‌ شان را تنها به روی خلأها و کاستی‌ها باز کنند، قدر لحظه‌های با هم بودن را بدانند و از فرصت زندگی کردن بیشترین بهره ببرند.

ارسال خبر: ناهید احمدی

 

 

پیام بگذارید

Home
Account
Cart
Search