یکی از سالمندان مدیر و یاوران خوب سپهر ما را ترک کرد برگ آخر یادداشت های میترا دهباشی نمی دانم پس از مرگم چه خواهد شد؟ نمی خواهم بدانم کوزه گر از
تقدیر شیرین من چه باشم چه نباشم، خورشید طلوع خواهد کرد. ستاره ها چشمک خواهند زد. زندگی پایدار خواهد ماند . چه
سرو ایستاده بعد از گذشت 93 سال، هم چون سرو ایستاده ام. قد خم نخواهم کرد. هم چون کوهی استوار خواهم ماند.
افسوس برگذشته این بلا چگونه بر سرم فرود آمد؟ زندگی ام را به آتش کشید! آواره خیابان هایم کرد ! وای بر…
روزهای مه آلود تنم را عریان می کنم ... خودم را می فروشم... هرزگی می کنم... میدانی چرا؟ ... برای یک تکه نان!!